غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 60
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
ودر ضمن آن ، با كناية غياث الدّين منصور را به جهل وسفاهت موصوف ساخت . اين خبر به غياث الدّين رسيد ودر جواب شيخ اين آية را نوشت : وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ « 1 » در اين اختلاف ، شاه نيز به حمايت از محقق كركى برآمد ودر نتيجة غياث الدّين منصور در سال 938 ه ، در سن 72 سالگى از مقام صدارت استعفا داد وبا آزردگى تمام تبريز را ترك وبه شيراز بازگشت وتا پايان عمر تنها به تأليف وتدريس وتربيت شاگرد در مدرسهء منصوريهء شيراز پرداخت . « 2 » تداوم اختلاف غياث الدّين با دستگاه حكومت وجريان فكرى حاكم باعث انزواى هرچه بيشتر وى شد . وحتى بعد از أو گريبان حوزهء عقلي وفلسفي شيراز را گرفت . خود نيز ديگر تمايل وگرايشى به دستگاه صفويه نشان نداد وحتى از دو فرزندش ، صدر الدّين محمّد را كه فهيمتر بود وبه علوم عقلي گرايش داشت ، مىنواخت . ولى شرف الدّين على را به علت نزديكى به دستگاه مورد انتقاد قرار مىداد . ودر وصف أو چنين مىگفت : هركجا بىهنرى هست بدو مىبخشند * بيشتر زانچه ز أيام تمنا دارد « 3 » كنارهگيرى غياث الدّين از سياست ودربار ، خشم شاه را برانگيخت واين خشم متوجه فرزندش صدر الدّين محمّد ثاني نيز گشت تا جائى كه تصميم به قتل أو گرفت وسبب شد تا وى در سال 961 ه . مدرسهء منصوريهء شيراز را ترك كرده وبه گيلان بگريزد وبه خان احمد گيلانى پناه آورد . أكثر دانشمندان خاندان دشتكى نيز جلاى وطن كرده به حجاز وهند رفتند . بسيارى از شاگردان غياث الدّين نيز مورد بىمهرى وتهمت تسنن ومخالفت با محقق كركى قرار گرفتند . اختلافى كه بين غياث الدّين ودولت صفوى ايجاد شده بود ، باعث شد كه حتى كتّاب نيز كمتر به نسخهبردارى از آثار وى همّت گمارند . زيرا نه ازلحاظ سياسي صلاح بود و
--> ( 1 ) . بقره : 145 ( اگر همه نشانهها را براي أهل كتاب بياورى از قبله تو تبعيت نخواهند كرد وتو نيز تابع قبله آنان نيستى وبعضي از آنان نيز تابع قبلهء بعض ديگر نخواهند بود واگر بعد ازآنچه از علم به تو رسيده ، از هواي ايشان تبعيت كنى ، همانا از ستمكاران خواهى بود . ) ( 2 ) . فارسنامهء ناصري ، حوادث سال 938 ، 1 / 391 . ( 3 ) . همان ، 2 / 1141 .